۱۳۸۸ تیر ۱, دوشنبه

شد آنچه شد (یا به قولی آنچه همیشه می شد):

انتخابات ، انتصابات یا هر چه بود تمام شد. شاید بتوان گفت 23 خرداد یک 28 مرداد در ابعاد فجیع تر بود اما چه فایده. این بار مردم فکر می­کردند که می­توانند اگر بخواهند ، تغییر بدهند قمستی از آنچه را که بر آنها آمده است و در حالیکه 85% از مردم در انتخابات شرکت کردند و شلوغی انتخابات بخاطر این بود که مردم نمی­خواستند احمدی­نژاد بماند بار دیگر به مردم ثابت شد که رای آنها بی اثر است و نیز اینکه همه بازارگرمی­های انتخاباتی برای این بود که صندوقها شلوغ شوند و بار دیگر مردم فریب خوردند و از حضور آنها سوء استفاده شد و رایشان نیز اثری نداشت، علت اینکه از ابتدا عنوان وبلاگ را انتخاب بی اثر نهادم پیش بینی همین واقعه و کمرنگ بودن نقش رئیس جمهور بود.
و نیز بار دیگر نشان داده شد که قدرتِ در صدر ایستاده هر چه بخواهد همان می­شود و اینکه نه تنها دوم خرداد دیگری (که خواست ملت بود) رقم نخورد این خیمه­شب­بازی مضحک را به عنوان پاسخی برای دوم خرداد در نظر گرفتند. البته من که شخصاً از ابتدا بر این باور بودم ولی این سناریوی دیوانه­وار شعور فردی را به زیر سوال برد و اینک تنها می­شود تحمل کرد و درس گرفت. درس اینکه دیگر فریب نخوریم و هیچگاه نپسندیم که شخصیت ما را به مضحکه بگیرند.
در این میان که حتی روشنفکران هم فریب خوردند و پنداشتند که شاید این بار خبری باشد، باز دیدیم که چه شد. اما باز هم این را می­گویم که نگذاریم شخصیت و شعور ما را زیر سوال ببرند.
به امید اینکه از این خیمه­شب­بازی تلخ عبرت گرفته باشیم و باشید.!!!

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر