هرگز از مرگ نهراسیده ام
اگرچه دستانش از ابتذال شکنندهتر بود.
هراس من- باری- همه از مردن در سرزمینیست
که مزد گورکن
از بهای آزادی ِ آدمی
افزون باشد.
هراس من- باری- همه از مردن در سرزمینیست
که مزد گورکن
از بهای آزادی ِ آدمی
افزون باشد.
جستن
یافتن
و آنگاه
به اختیار برگزیدن
و از خویشتن ِ خویش بارویی پی افکندن
اگر مرگ را از این همه ارزشی بیشتر باشد
حاشا حاشا که هرگز از مرگ هراسیده باشم.
یافتن
و آنگاه
به اختیار برگزیدن
و از خویشتن ِ خویش بارویی پی افکندن
اگر مرگ را از این همه ارزشی بیشتر باشد
حاشا حاشا که هرگز از مرگ هراسیده باشم.
دیماه 1341 (مجموعه آیدا در آینه)

هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر