۱۳۸۸ تیر ۱, دوشنبه

بهای آزادی








می­خواستم از آزادی بگویم ، چون فکر کردم که حق هر انسانی است که خودش برای خودش تصمیم بگیرد. گاه می­اندیشیدم که چرا آزادی را مثقالی به ما می­دهند؟ و چرا مردم ما باید از عینک از ما بهتران به دنیا نگاه کنند و همیشه غصه­دار این بودم که در این کشور استبدادزده و گرفتار به دنیا آمده­ام و از سویی نمی­توانستم نسبت به ایرانم، کشور آبا و اجدادم با تمام افسانه­ها و حماسه­ها و آن ادب و فرهنگ و تاریخ غنی بی تفاوت باشم یا بهتر آنکه بدان عشق نورزم. اما از حماسه سخن به میان می­آید و وقتی نام حماسه به میان می­آید بی­اختیار به یاد کوروش بزرگ، داریوش بزرگ، خشایارشاه بزرگ، آریوبرزن، سورنا، شاپور و ... و داستانهای شاهنامه و شخصیتهای آن چون رستم، کاوه، فریدون و ... می­­افتیم و امروز شرم داریم از نام حماسه که هر روز در رسانه­های جمهوری اسلامی از این واژه­ی زیبا برای کودتای 22 خرداد که روی 28 مرداد را سپید کرده است استفاده می­شود.
بگذریم و به بحث اصلی بپردازیم، در این خیمه­شب­بازی تلخ که نامش را انتخابات نامیدند ، اگر نتیجه رسمی نابهنجار و نامناسبی بدست آمد، و در آن همان آزادی مثقالی که انتخاب از میان گزینه­های خودی و از میان بد و بدتر بود را هم از مردم سلب کردند اما حداقل مردم ایران نشان دادند که خار و خاشاک نیستند و با نثار خون خود(همان چیزی که از ابتدای تاریخ تا کنون تقدیم راه آزادی کرده­اند) بار دیگر نشان دادند که حاضرند بهای آزادی را هر چه که باشد بپردازند و حاضر نیستند این مثقال آزادی را از دست بدهند و نیز برای بدست آوردن آزادی­های بیشتر که حق هر انسانی است تلاش خواهند کرد.
در این میان جای دارد که فعالیت همه آزادیخواهان را پاس بداریم و به جایگاه شهدای راه آزادی ادای احترام کنیم و اینکه از پیشگامان این نهضت که در این دوره از حمایت مردمی بسیار خوبی برخوردار بوده­اند بخواهیم که نگذارند خون و مبارزه­ی مردم ما پایمال شود و تا احقاق این حق مردم(تجدید انتخابات) پا پس نکشند ، هر چند که کودتاگران بر این باورند که «دزد ناگرفته پادشاه است».

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر