۱۳۸۸ تیر ۱, دوشنبه

ماهیت انتخابات، اختیارات رئیس جمهور، حقوق زنان، حقوق بشر، اقتصاد و ...


انتخابات ،انتخابات !!! ...؟؟؟
(یا هر آنچه نامش را می­گذارید)
می­دانید آن علامت سوال­های آخر برای چیست؟ برای اینکه شاید مفهوم انتخابات هنوز برای ما مشخص نشده است. اینکه از میان تمام شرکت­کنندگان فقط چهار نفر که مورد تائید شورای نگهبانِ مشخص شده از سوی شخص اول مملکت هستند کاندید باشند و نزدیک به 500 نفر حتی افرادی چون آقای اعلمی و همگی با شرط مبهمِ رجل سیاسی بودن رد صلاحیت شوند، نام انتخابات را زیر سوال برده است.
در این جا لازم است که سوالی را که در ذهن خودم مطرح بوده است بیان کنم که چرا در تمام 30 سال گذشته تنها نزدیک به نهایتاً200 نفر از افرادی که در بطن نظام آماده به خدمت بوده­اند میان پستهای مهم گشته­اند و عموم مردم و دیگر آحاد و احزاب از رسیدن به این جایگاه­ها دور و مهجور مانده­اند. این تداعی کننده چه نوعِ حکومت در ذهن مردم است؟
و نیز جالب اینست که شرایط انتخاباتی و نظارتی انتخابات ما پیوسته در رسانه­های حکومتی با کشورهای غربی اعم از آلمان و ... مقایسه شده است(قیاس طوطی و بقالی) و یا حتی وجود برتری وآزادی بیشتر در انتخابات جمهوری اسلامی مورد تأکید قرار گرفته است.
از اینها بگذریم و سری به چهار کاندیدای خودمان بزنیم چون گاهی انتخاب از میان بد و بدتر پیش روی ما قرار می­گیرد. از جاذبه­های این دوره ریاست جمهوری که سه کاندیدا آنرا پاشنه­ی آشیل دولت چهار سال اخیر می­داند، بحث اقتصاد است و نیز این همه سرمایه که از فروش سرسام­آور نفت به دست آمد و به ناکجا رفت، که البته راکب دولت پیشین، محمود احمدی نژاد، آنرا نقطه­ی عطف دولت خود می­داند و اعلام می­دارد که نرخ بیکاری را نیز حدود 2 درصد نسبت به دولت پیشین کاهش داده است.
شاید از مسئله اقتصاد که بگذریم، مشکلات بین­المللی و کاهش اعتبار ایران و تیرگی روابط ایران با تمام دنیا بجز چند کشور فقیر، کاندیداهای دیگر را بر این داشته است که همواره روابط بین­المللی خصوصاً رابطه با امریکا را دستاویز تبلیغاتی خود قرار دهند.
اما با در نظر گرفتن اینکه در تمام دوره­های پیش ریاست جمهور چه نقشی را بر عهده داشته است، می­توانیم در نظر بگیریم که تعیین خط مشی کلی ارتباط زیادی به ریاست جمهوری ندارد و آمدن و رفتن تدارکاتچی­ها می­تواند بر این امر صحه بگذارد.
اما در این مورد برخی بر این باورند که ما در این شرایط می­بایست حداکثر برای تغییرات میلی­متری و حفظ آبروی ملی پای به میدان بگذاریم تا دیگر انگشت­نگاری حتی در عربستان و امارات را به چشم نبینیم.
یکی از نکات دیگری هم که مورد توجه کاندیداها است مسئله حقوق بشر است ، زیرا با توجه به اتفاقات پیشین و نیز اتفاقات جاریِ اخیر ذهن آگاهان نسبت به این مسئله بدبین شده است.
البته هر انسان عاقلی با وجود بلاهایی که بر سر امثال امیرانتظام آمد و نیز قتل­های زنجیره­ای ، کوی دانشجو ، زندانی­های سیاسی و این آخری­هایش مرگ مشکوک امیدرضا میرصیافی و زندانی کردن و آزادی رکسانا صابری و ... بدبین خواهد شد.
اما پرسشی که در اینجا مطرح است، اینست که آقای کروبی یا موسوی یا رضایی، آیا این ویژگی فصلِ زودگذر انتخابات است که به حقوق زنان و حقوق بشر و تعریف زندانی سیاسی و حتی عظمت ایران و گردشگری و ... اهمیت می­دهید و پرونده­ها را رو می­کنید و پس از آن در صورت پیروزی یا شکست همه چیز را فراموش می­کنید و منافع این و آن را به آزادی و منافع جامعه ایرانی ترجیح می­دهید؟ و نیز هر گفتار ساده­ای را به براندازی نرم و انقلاب مخملی و ... ارتباط می­دهید؟
همه چیز را به ذهن دانای خواننده می­سپارم و شایسته می­دانم که سخنم را با گفته­ای از دوست عزیزمان، آقای علیمحمد جهانگیری به پایان برسانم که :
اگر قرار است فرهنگ و تمدن ایران زنده و پویا بماند، باید عادت دفاع از «مردان بزرگ» را ترک کنیم، چرا که بسیاری از این مردان بزرگ با حمله به آزادی، عقل و خرد جمعی ، خطاهای بزرگ و جبران­ناپذیری را مرتکب شده­اند..

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر